خرید بک لینک

می گوید حالم خوش نیست.

می پرسم آیا این طبیعی ترین اتفاق نیست ؟

می گوید قلبم تند می زند. صدای تپش قلبم را در دستانم می بینم .

همه ی قفسه ی سینه ام پر از کوبش قلبم است .

می پرسم این صدا را ارج نمی نهی ؟

می گوید دلم هوری می ریزد .

می پرسم نمی گذاری برود؟

می گوید منتظر خبرهای بدم

می پرسم آیا خیلی نزدیک نیست ؟ خود خبر بد نیسنی ؟

می گوید چه کنم ؟

می پرسم به سوال رسیده ای ؟

برچسب: نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:40

شک می کند نمی داند سرش را شسته است یا نه دوش اب را باز می کند و زیر دوش می رود دوباره از خودش می پرسد سرم را شستم او که عادت داشت وقتی وارد حمام می شد اولین کار شستن سر بود ولی حالا این چه شکی است حت

برچسب: نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

کاش برای هر پرسشی پاسخی در خور بود

کاش پاسخی برای همه ی پرسش های پر رنگ وبی رنگ بود

کاش مقصدی برای همه ی راه ها بود

کاش راهی بود که همه ی کوره راه ها به ان می پیوستند

کاش نوری بود که همه ی تاریکی ها را روشن می کرد

کاش کلیدی برای همه ی قفل ها بود

کاش گشایشی بر همه درهای بسته بود

کاش ادمی می توانست. دستی بلند کند و ریسمانی بگیرد و از تاب خوردن های بی امان

سرگیجه های بی وقفه رهایی یابد

برچسب: نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

گوشش باز است

چشمانش فراخ

تا کسی دروغ بگوید

می بیند

می فهمد

بلافاصله فرار می کند. از دروغ بیزار است وفرار می کند

نمی گوید می دانم چه می گویی می دانم همه ی حرفهایت بی سر وته و دروغ است

او فقط به چشم های گوینده خیره می شود چشمها همه چیز را لوداده اند ترکیب چهره ، صدا ، نگاه صادق ترین گوینده ها هستن و بلند می شود و می رود

برچسب: نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

روبروی هم نشسته اند یکی حرف می زند ودیگری ظاهرا گوش می کند با اینکه چهره ی یک شنونده را به خود گرفته است ولی حواسش به همه جا هست غیر از گوینده نمی تواند با گوینده ارتباط,ی برقرار کند گاهی با اوهس

برچسب: نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

تهی شدن ، خالی شدن از خود ، چون پر شدن و سبکی همه ی انچه تنت را پر کرده است ذهنت را شلوغ کرده است هیچ است ندانستن همه ی انچه که نمی دانی سبکت می کند از تو خالی می شوی و می روی همه ی دگرگونی ها ، همه

برچسب: نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

می گوید پروانه است همه جا می تواند بپرد و برود آزاد است روی هر برگ و گلی می نشیند از هر جا بخواهد آب می نوشد محدود نیست . می پرد و می رود آهسته رفتن را نمی داند او میگوید پروانه است پروانه ای با با

برچسب: نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

چوب ندانم كاري ها سخت بر تنم خورده است همه ي اشتباهات را تجربه ناميده ام بهاي سنگيني بابت خطاهايم پرداخته ام هر انچه شده است با همه ي فراز و فرودهايش را زندگي گفته ام تن زخمي جان بيمار ذهني آشفته

برچسب: نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

صفحه بندی